تيم ملي فوتبال ايران در جديدترين رنکينگ فدراسيون جهاني يک پله صعود کرد.
فدراسیون بین المللي فوتبال (فيفا) جدیدترین رده بندی تیم های ملی دنیا را امروز اعلام کرد که در آن تيم ايران با 559 امتیاز و يک پله صعود، در رده 53 جهان ایستاد، اما در آسیا همچنان پس از تیم های ژاپن، استرالیا و کره جنوبی در مکان چهارم قرار دارد.
ایران در رنکینگ قبلی 561 امتیاز داشت و در رده 54 ایستاده بود.
در قاره آسیا ژاپن با 918 امتیاز اول است و در رده 15 جهان قرار دارد، استرالیا با 837 امتیاز دوم است و در مکان 22 دنیا ایستاده و کره جنوبی نیز با 745 امتیاز عنوان 33 رنکینگ جهانی را به خود اختصاص داده است.
تيمهاي چين، ازبکستان، عربستان، قطر، اردن و کويت در ردههاي پنجم تا دهم حضور دارند.
در اين حال اندونزي، اولين حريف تيم ملي کشورمان در مرحله مقدماتي جام جهاني 2014 برزيل در تاريخ 11 شهريور با 207 امتياز در رده 133 جهان قرار دارد.
در اين ردهبندي قطر و بحرين، دو حريف ديگر ايران، به ترتيب با364 و 325 امتياز صاحب ردههاي 88 و 101 جهان هستند.
در رده بندی جهانی تيم ملي فوتبال هلند توانست با يک پله صعود به رده اول جهان صعود کند. پس از آن اسپانيا و آلمان، در رده دوم و سوم هستند.
انگليس، اروگوئه، برزيل، ايتاليا، پرتغال، آرژانتين، کرواسي نیز در رده های بعدی ایستادهاند.
فيفا با ارسال نامه اي به فدراسيون فوتبال از محروميت دو بازيکن تيم ملي فوتبال ايران در مقابل اندونزي در مرحله مقدماتي جام جهاني 2014 برزيل خبر داد.
طبق اعلام کميته انضباطي فيفا و طبق گزارشهای داور ديدار ايران –مالديو در تاريخ 6 مرداد 90 ، هادي عقيلي ،کريم انصاري فرد ،پژمان نوري و مازيار زارع دراين بازي کارت زرد دريافت کرده اند و کريم انصاري فرد و مازيار زارع به علت دريافت دو کارت زرد در دو بازي مختلف ، در ديدار مقابل اندونزي که در تاريخ 11 شهريور 90 در ورزشگاه آزادي برگزار مي شود محروم خواهند بود.
اصرار بر استفاده از عليرضا حقيقي در بازي چهارم و بازي دادن به ممدوتال كه در تمرينها هيچ حس اعتمادي را برانگيخته نكرده بود خيلي زود نشانههايش را بروز داد و پرسپوليس بهخاطر ضعف همين نفرات 2 گل خورد تا شيرازه تيم از هم بپاشد.
براي قدعلم كردن دوباره چنين تيمي كه بهشدت درگير بحران است و بازيكنانش فوقالعاده بيروحيه به نظر ميرسند شوك لازم بود كه استيلي خواست با دو تعویض همین شوک را وارد کند که اولی یعنی ورود نورمحمدی اتوبان خط دفاعی را ترمیم کرد و جواب لازم را گرفت اما دومی یعنی منصوری جواب نداد. حضور محمد منصوري در دفاع راست نميتواند توجيه عاقلانهاي داشته باشد يا دوباره متمايل كردن كريمي به كنارهها عجيب به نظر ميرسد اما در نيمه اول تيم كار را به تساوي كشاند تا همه به نيمه دوم اميدوار شوند.
اما نیمه دوم از نیمه اول هم بدتر بود و اشتباه بزرگ استيلي در نيمه دوم نشانههايش را بروز داد چرا كه وقتي تيم براي حركت بزرگتر و رسيدن به گل برتري نياز به يك نيروي عظيمتر داشت، استيلي دو تعويضش را سوزانده بود و نميتوانست كار خاصي انجام دهد. در بين نيروهاي تهاجمي تازهنفس يك حميد عليعسگري نيمه آماده مانده بود و يك روحا... سيفاللهي جوان كه بعيد بود در آن فشار رواني و شرايط بازي كاري كند. پرسپوليس در شروع نيمه دوم آن تيم 15 دقيقه پاياني نيمه اول نبود و ضعف بدني تيم اجازه نداد تيم استيلي چند دقيقه متوالي روي دروازه حريف حملهور شود. براي تغيير در اين حالت منفعل يك علي عسگري مانده بود كه آن هم به زمين آمد اما شكل بازي پرسپوليس شكل درستي نبود. از هم گسيختگي خطوط در 30 دقيقه پاياني آنقدر زياد بود كه نميتوانستي باور كني اين تيم يك تاكتيك مشخص دارد تا از روي يك كار گروهي به گل برسد. پرسپوليس اصلا هارموني نداشت و خلاقيت در بين بازيكنان بهشدت كمرنگ شده بود بهطوري كه در تمام نيمه دوم فقط یکی دو موقعيت نصفه و نیمه بهدست آورد و بهراحتي آنها را هدر داد. با اخراج علي كريمي از همگسيختگي خطوط بيشتر هم شد و ميشد بهراحتي حدس زد كه پرسپوليس فقط با يك اتفاق، خوش شانسي و اشتباه عجيب حريف به گل برتري خواهد رسيد؛ اشتباهي كه حتي از گلر و مدافعان ضعيفترين تيم ليگ برتر هم سر نزد!
***
بازي به بازي تركيب پرسپوليس تغيير ميكند اما هر بار اين تيم راحت گل ميخورد و سخت به گل ميرسد. هر مسابقه كه ميرسد كادر فني چهار پنج تغيير و چند جابجايي در تيم خود ايجاد ميكند اما هميشه اين پرسپوليس است كه گل اول را ميخورد و در چهار بازي ابتدايي هيچ گاه از حريفش جلو نيفتاده است حتی در برابر رقیبی که با 4 گل از ملوان شکست خورده بود.
برخي بازيكنان هر مسابقه دچار اشتباهات فردي ميشوند كه اصلا ربطي به ناهماهنگي و شعار هوادار ندارد اما در كمال تعجب باز هم در بازي بعد به تركيب اصلي ميرسند. خط دفاع پرسپوليس و دروازهبانش با ثبت ركورد 7 گل خورده در چهار بازي كولاك كردهاند و عجيب اينكه تقريبا بيشتر اين گلها با اشتباه فردي بازيكنان رقم خورده كه هر كدام ادعاي حضور در تركيب اصلي تيم ملي را دارند. وضعيت بدني بيشتر بازيكنان خوب نيست و در هر مسابقه نشانههاي اين ناتواني جسمي در دقايقي طولاني ديده ميشود. بازيكنان پرسپوليس به شدت كم روحيه و به هم ريختهاند و همين باعث شده بسياري از آنها مقابل ضعيفترين تيم ليگ هم خودشان را ببازند و خيلي سخت دوباره قد علم كنند. همين اتفاق باعث شده كيفيت فني بسياري از بازيكنان به شدت نزول كند تا جايي كه بعضي نفرات حتي نيمي از آنچه پيشتر نشان دادهاند را ارائه نميكنند.
در مورد كادر فني و شخص حميد استيلي هم ميتوان به نكات بسياري اشاره كرد از جمله اينكه او هنوز تركيب اصلي را نشناخته چرا كه توانايي بازيكنان خود را نميشناسد. هر چند بعضي از اين بازيكنان سه يا چهار سال پيش با نظر مستقيم استيلي به پرسپوليس آمدند و اين مربي سابقه همكاري با بعضي از آنها را دارد اما انگار او توانايي نفراتش را نميشناسد. تغييرهاي عجيب و تعويضهاي نامفهوم كه بعضا به بهتر شدن شكل تيمي و البته تغيير نتيجه نينجاميده نشان ميدهد استيلي آناليز درستي از تيم خود ندارد و همين مساله در هر بازي نشانههايش را بروز ميكند. ماحصل اين نقطه ضعف حس عدم اتحاد بازيكنان به سرمربي خويش است، اتفاقي كه الان بين بيشتر بازيكنان و حميد استيلي رخ داده و البته هفته به هفته قوت ميگيرد.
عليرضا حقيقي در ثانيه 40 بازي توپ را از روي سر مدافعان خودي مشت ميكند و سر جايش ميايستد تا بازيكن خارجي مس سرچشمه از فضاي پشت سر او توپ را به درون دروازه بفرستد! 21 دقيقه بعد مدافع خارجي پرسپوليس در نقش بازيكن مس سرچشمه توپ را با سر به آنها ميسپارد، ضربه نه چندان محكم آنها را حقيقي باز هم دفع ميكند و مثل گل اول توپ خيلي فاصله نميگيرد و درست زمانيكه توپ به سامره ميرسد حقيقي با پا براي مهار آن ميرود! و به همين سادگي پرسپوليس گل دوم را ميخورد.
در اين لحظه علي كريمي كفزنان به سمت نيمكت تيمش ميرود و اعتراض خود را اعلام ميكند. شايد كاپيتان پرسپوليس ترسيده بود كه با ادامه اين روند دروازه حقيقي براي سه چهار بار ديگر باز شود. استيلي هم پس از 31 دقيقه متوجه چيدمان اشتباهش شد و ممدوتال و محمد را تعويض كرد اما آيا بهتر نبود حميد عليعسگري به جاي محمد و زودتر از دقيقه 66 به ميدان ميآمد. به هر حال بايد منتظر تركيب متفاوت پرسپوليس در بازي با نفت آبادان باشيم.
كريمي به جاي چه كسي اخراج شد؟
شايد تقصير علي كريمي است كه همبازيانش در پرسپوليس را عادت داده كه در همه جاي زمين حاضر باشند. در آخرين نقطه دفاعي ضربه بزند و پس از 20-15 ثانيه در 18 قدم حريف هم ديده شود، به كنارهها برود و سانتر كند، كرنر بزند يا اوت پرتاب كند. طبيعي است چنين بازيكني و با وجود همه انتظارهايي كه از او ميرود براي لحظهاي مرتكب خطا شود. علي كريمي در دقيقه 78 بازي با مس سرچشمه به دليل خطا از پشت روي بازيكن حريف با كارت قرمز مستقيم داور مواجه شد.
وقتي او اخراج شد همه به غيبتش در بازي بعد اشاره كردند و اينكه پرسپوليس نميتواند خلأ او را به طور كامل برطرف كند اما هيچ وقت اين بحث مطرح نشد كه كريمي در آن لحظه جاي كدام بازيكن را پر كرده بود كه مجبور به خطا شد. در آن لحظه هافبك دفاعي پرسپوليس كجا بود؟
شايد اخراج كاپيتان پرسپوليس بيربط به چيدمان اشتباه استيلي در ابتداي بازي نبود و اگر او به خاطر ارنج غلطش مجبور به تعويض دو بازيكن در دقيقه 29 نميشد شايد چنين فشاري هم به كريمي نميآمد.
پرسپوليس بدون كريمي مقابل نفت آبادان
شايد تلختر از نتيجه بازي با مس سرچشمه و اتفاقات تكراري سكوها در كرمان براي حميد استيلي، اخراج علي كريمي بود. حالا او در يكي از سختترين شبهاي دوران مربيگرياش آمادهترين بازيكن خود را در اختيار ندارد. آن هم در مسابقهاي كه بيش از هر زمان ديگر به پيروزي نياز دارد البته بودن كريمي تنها، هيچ تضميني براي موفقيت نيست همان طور كه تا الان و در 4 بازي گذشته چنين بوده است اما بدون شك از آنجا كه كريمي محور حركات و برنامههاي تيمش است و سكوها هم در همين 4 هفته فقط او را تشويق و دلخوش به حركاتش بودند غيبتش مشكلساز خواهد شد مگر اينكه پرسپوليس در همان دقايق ابتدايي موفق به باز كردن دروازه نفت آبادان شود تا فشار رواني از تيم كاسته و به تبع آن سكوها هم به جاي اعتراض تشويق كنند.
به هر حال آزمون و شبي سخت در انتظار استيلي است. محروميت علي كريمي و نبودن او كار را براي پرسپوليس سختتر ميكند.
آزموده را آزمودن خطاست
حقيقي كه معمولا عادت دارد پس از دريافت هر گل به خط دفاعش اعتراض كند، خودش را در هفت گلي كه خورده چقدر مقصر ميداند؟! مثلا به خودش زحمت داده كه يك بار اين 7 گل را مرور كند؟ پرسپوليسيها بايد خوشحال باشند كه يك ميثاق معمارزاده آماده و باانگيزه هم هست كه جاي حقيقي درون دروازه بايستد وگرنه معلوم نبود پرسپوليس تا پايان فصل چند بار دروازهاش باز ميشد.
حميد استيلي اگر شيث رضايي، نوري، محمد و نورمحمدي را به خاطر يكي دو اشتباه نيمكتنشين ميكند يا مازيار زارع را به دليل مسائل انضباطي به كرمان نميبرد چرا تا اين حد به حقيقي فرصت ميدهد آن هم در پست حساس دروازهباني؟ از قديم گفتهاند آزموده را آزمودن خطاست و ديكته نانوشته غلط ندارد. پس حالا كه عملكرد حقيقي را در 4 بازي ديديم، يك بار هم به معمارزاده فرصت بدهيم تا ديكتهاش را بنويسد.
اگرمی خواستیم بدبین باشیم ادعا ميكرديم استیلی با خودش هم لج ميكند اما دستياران او و به خصوص سعيد عزيزيان چه نقشي دارند؟ استيلي طي دو فصل گذشته، حشمت مهاجراني را كنارش داشت و به حرفهايش گوش ميكرد چون او خيلي رك نقطه نظراتش را در مورد تيم ميگفت. اما امروز سومديك يا عاشوري چقدر فرصت اظهار نظر دارند؟ استيلي اگر به تكرار اشتباهش اصرار كند شايد روزهاي سختتري در انتظارش باشد.
هر وقت که مورينيو موضوع کاريکاتور روزنامه بارسلونايي ' اسپورت' مي شود، کاريکاتوريست معمولا او را درگوشه اي از زمين فوتبال به تصوير مي کشد در حالي که لباس بيماران رواني را برتن دارد. اين تصوير به خوبي گوياي انتقادهايي است که او در حال حاضر در ميان آنها زندگي مي کند.
يک سال پيش که مورينيو به رئال مادريد رفت ترس هواداران بارسا را در بر گرفت ، بيم داشتند با ورود او سلطه بارسلونا بر فوتبال اسپانيا به پايان برسد اما اکنون همه آن احترام توام با نفرتي که حاميان بارسلونا داشتند با دهان به دهان گشتن شايعات از بين رفته است.

به گزارش اينديپندنت، بعيد است اقدامي قانوني نسبت به رفتار او در ديدار برگشت سوپرجام اسپانيا صورت گيرد چرا که'' آلفردو فلورز'' رييس کميته برگزاري اين رقابتها گفت تنها در صورتي که بارسلونا به طور رسمي شکايت کند اين موضوع بررسي خواهد شد چرا که آنها هم شاهدان بيگناهي نسبت به رفتار مورينيو نبودند.
اين بدان معنا است که او براي شروع فصل جديد رقابت هاي فوتبال اسپانيا آزاد است ولي برخورد انضباطي نکردن مانع از واکنش ديگران نسبت به رفتار او نمي شود.
''پپ گوارديولا'' سرمربي بارسلونا که اطمينان داشت رفتار مورينيو با مربي اين تيم به اندازه کافي محکوم خواهد شد از اظهارنظر در اين باره خودداري کرد و گفت تصاوير به اندازه کافي گويا هستند.
معمولا مورينيو در هر باشگاهي که هست از سوي مديران آن باشگاه به رفتار افراطي محکوم مي شود اما آنچه در سوپرجام اسپانيا انجام داد اين سوال را در ذهن ايجاد مي کند که آيا او اينقدر به بيراهه رفته است؟
او اين حرکت خشن را از پشت سر ويلانووا انجام داد و حرکتي کرد که حتي اگر جلوي رويش بود هم بچه گانه به حساب مي آمد. پس از آن هم نه تنها پوزش نخواست بلکه وانمود کرد نام ويلانووا را نمي داند و به جاي آنکه او را '' تيتو'' بنامد '' پيتو'' خطاب کرد که به معناي ''بوق'' است.
گوارديولا گفت:'' شايد او واقعا نام مرد شماره دو تيم من را نمي دانست.'' ولي هرکس مورينيو را بشناسد نمي تواند باور کند که در دانشنامه ذهني او نام دستيار مربي تيم رقيبش وجود ندارد.
تلويزيون اسپانيا تصاويري نشان داد که در آن مورينيو هر وقت ليونل مسي و دني آلوز نزديک مي شدند با دست حرکتي مي کرد که انگار بوي بدي مي آيد.
هيچ کس حرکات تئاتري او را فراموش نمي کند ، زماني که مربي چلسي بود به نشانه شکرانه پيروزي در نوکمپ زانو زد و يا حرکات و ژست هاي اغراق آميزي که در زمان مربيگري پورتو در اولد ترافورد مي کرد نشان مي داد مي داند کانون توجه است.
فصل گذشته دو بازيکن او يعني ژابي آلونسو و سرخيو راموس در ديدار با آژاکس خطا کردند وکارت زرد گرفتند تا پرونده شان براي ليگ قهرمانان اروپا پاک باشد
اينها رفتار هاي خاص مورينيو است که به جزييات توجه دارد و براي گام هاي بعدي برنامه ريزي مي کند اما گاهي هم برنامه هاي استادانه او با اين حرکات مضحک به هم ميخورد. به طور مثال يک بار به دودک دروازه بان ذخيره تيم گفت تا پشت دروازه برود و چيزي به ايکر کاسياس بگويد و کاسياس هم به نوبه خود به سرخيو راموس گفت کاري کند که کارت زرد بگيرد. يوفا بلافاصله باشگاه را مجازات کرد ولي کيست که بهتر از او از پيچ و خم هاي قانون اطلاع داشته باشد؟
رئال مادريد يک بار ديگر در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا در فصل گذشته با يوفا دچار مشکل شد و علت آن هم '' چرا؟ چرا؟ چرا؟''ي مورينيو بود و مي پرسيد که چرا نهاد حاکم بر فوتبال اروپا بايد از صعود بارسلونا حمايت کند و ديگر اينکه چرا داوري ها اينقدر ضعيف است.
براي رئال مادريد بيش از هرچيز پيروزي مهم است حتي بيش از بارسلونا. اگر بارسلونا پيروز نشود مدعي مي شود که فوتبالي خوب بازي مي کند ولي هواداران رئال از تيمشان مي خواهند با اقتدار قهرمان شوند.
تيم رئال مادريد آنقدر در نوکمپ صبر نکرد تا ببيند بارسلونا جام قهرماني را بالاي سر ميگيرد، کاري که بارسلونا وقتي رئال جام کوپا دل ري را برد انجام داد. رئالي ها مدعي شدند ماموران امنيتي بارسلونا به آنها توصيه کرده اند ورزشگاه را ترک کنند.
جرارد پيکه مدافع بارسلونا مي گويد او در حال خراب کردن فوتبال اسپانيا است. اشاره او به دعواهاي رئال مادريد و بارسلونا است که بيش از همه بر تيم ملي اين کشور تاثير منفي گذاشته است.
به نظر مي رسد يک تاثير ديگر اين حرکات مورينيو بر سرنوشت حرفه اي او هم باشد. اولدترافورد در انتظار او است اما آيا منچستريونايتد اين مربي را که فوتبال اسپانيا را به حاشيه کشانده مي خواهد؟
تيم مورينيو در اين فصل بيش از سال پيش به قهرماني نزديک شده است و تا اين زمان در موضعي برتر قرار دارد. موقعيت او در باشگاه هم بهتر شده و همه بازيکنان تيم از او به طور کامل تبعيت و حمايت مي کنند.
وقتي بازيکني با رفتاري ملايم مانند مارسلو آن حرکت را در زمين با سسک فابرگاس کرد و يا ايکر کاسياس گفت هم تيمي او در تيم ملي اسپانيا ممکن است با چالش هاي زيادي روبرو شود، نشان مي دهد بازيکنان هم از شخصيت مورينيو الگو گرفته اند.
اين وفاداري در شرايطي که هدف تيم براي قهرماني و رسيدن به فينال ليگ قهرمانان اروپا محقق نمي شود مي تواند مخرب باشد.
رسانه هايي در اسپانيا دنبال تخريب وجهه مورينيو هستند و تصويري غيرواقعي از او ترسيم مي کنند. مي خواهند نشان دهند او جنون قدرت دارد و ديوانه وار مي خواهد از بارسلونا شکايت کند. تازماني که او اينگونه رفتار کند کار اين رسانه ها را آسان تر خواهد کرد.
دروازهبان تيم فوتبال سپاهان گفت: جدايي من از پرسپوليس ربطي به جدايي علي دايي نداشت.
رحمان احمدي در مورد قرارداد با سپاهان به سؤال هاي زير پاسخ داد:
*چرا دوباره سپاهان را انتخاب کردي؟
شرايط براي حضور دوباره ام در اين تيم مهيا شد و به همين دليل به سپاهان بازگشتم.
* اما به نظر مي رسيد از اين باشگاه ناراحت باشي؟
از باشگاه ناراحتي نداشتم.
* گفته بودي مي خواهي به سايپا بروي؟
آنها اول با من صحبت کرده بودند. بعد تماس گرفتند و گفتند با وحيد طالب لو قرارداد بستيم اما دوباره زنگ زدند و گفتند با وحيد به توافق نرسيديم ولي من ديگر تمايلي نداشتم و قبول نکردم. پيشنهاد سپاهان هم جدي تر شد و به همين دليل اين تيم را انتخاب کردم.
* با پرسپوليس به چه تجربه هايي رسيدي؟
از هر لحاظ که فکر کنيد تجربه خوبي بود. در مجموع فکر مي کنم سال خوبي را گذراندم.
* پس چرا در پرسپوليس نماندي؟
شرايط براي ماندنم مهيا نبود. احساس کردم نمي توانم به پرسپوليس کمک کنم.
* رفتن علي دايي از اين تيم در تصميمت چقدر نقش داشت؟
اصلا ربطي نداشت. همان موقع با علي دايي صحبت کردم و او گفت اگر مي تواني به پرسپوليس کمک کني، بمان اما خودم شرايطي داشتم که نمي خواستم بمانم.
* اين شرايط فني بود يا حاشيه اي؟
همه چيز بود.
* دليل اصلي انتخاب سپاهان چه بود؟
اين تيم شرايط خوبي دارد. از همه مهمتر در ليگ قهرمانان آسيا است. خود لوکا بوناچيچ من را خواسته و بازيکنان تيم هم از اين تصميم استقبال کرده اند. اين موقعيت خوبي براي من بود.
*خيلي ها معتقدند دروازه بان بعدي که جاي رحمتي را در سپاهان بگيرد کار سختي دارد و اگر اين مسئوليت را قبول کند، ريسک کرده است.
مگر سپاهان تيم ضعيفي است که چنين فکرهايي به آدم دست بدهد؟ همه تيم ها تغيير مي کنند. فصل گذشته همين سپاهان در اوايل فصل خوب نتيجه نمي گرفت. تيم ها نياز به زمان دارند. تصميم من اصلا ربطي به ريسک کردن ندارد. مي دانم کار کردن در تيمي که دو سال قهرمان شده سخت است اما سختي کار در همه تيم ها هست. مطمئن هستم که با تمرينات خوب و تجربه کار در کنار مربي گلر خارجي شرايط خوبي پيدا مي کنم.
* چه زماني براي حضور در اردوي سپاهان به ترکيه مي روي؟
امروز ساعت 17 پرواز دارم.
مهرداد اولادي بازيکن فصل گذشته ملوان امروز پس از حضور در باشگاه پرسپوليس با عقد قراردادي دو ساله به اين تيم پيوست.
اولادي قرار است پيراهن شماره 33 پرسپوليس را برتن کند.
بنا بر مطالب منتشره در روزنامه پرتيراژ آلماني، محمود رضا فاضلي از سمت مدير برنامه مسعود اوزيل کنار گذاشته شد.
به نقل از بيلد، مصطفي اوزيل، پدر مسعود اوزيل اقدام به برکناري کارگزار ايراني فيفا از موکلش کرد و خود سمت فوق را پذيرفت.
اين اتفاق در حالي روي داد که فاضلي از هفده سالگي به اين بازيکن 22 ساله مشاوره داد.
طبق اين گزارش "ايجنت ايراني " از اين اقدام اظهار تعجب کرد، ولي اظهار داشت آن را خواهد پذيرفت و اقدام صورت گرفته تاثيري در مناسبات دوستانهاش با مسعود اوزيل نخواهد گذاشت.
بيلد در گزارش خود به همين خاطر نوشت:در مستطيل سبز همه چيز به بهترين شکل ممکن براي مسعود جريان دارد. او به شکلي زيبا تيم آلمان را در مرحله مقدماتي جام ملتهاي 2012 اروپا رهبري ميکند. در مادريد نيز هواداران او را به خاطر پاسهاي خارقالعادهاش دوست دارند، ولي در پشت صحنه اوضاع به اين آرامي نيست. پدرش مدير برنامهاش را بيرون انداخت. قرار است پس از اين مصطفي، پدر 43 سالهاش مديريت فرزندش را برعهده گيرد. روز شنبه پدر اوزيل، به رضا فاضلي 37 ساله موضوع فوق را اطلاع داد.
اين مدير ايراني از هفدهمين سال زندگي به مسعود مشاوره ميداد. او کسي است که انتقال سال گذشته وردربرمن به رئالمادريد را پيوند زد. حال سئوال اين است چرا چنين جدايي روي داده است؟
اين نشريه سپس از قول مصطفي نوشت: من هميشه در مهمترين تصميمگيريهاي مربوطه سهيم بودم يا اينکه خودم تصميم نهايي را ميگرفتم. من هميشه مهمترين فرد از جانب مسعود بودهام.
اين نشريه ادامه داد: قبلا در دوراني که اوزيل بازيکن شالکه بود (سال 2005 تا 2008) مصطفي در مذاکرات نقش داشت.به عنوان پدر او بهطور قطع مهمترين مشاور مسعود به شمار رفته است.
اين نشريه جنجالي ژرمنها نيز از قول فاضلي چنين نوشته است: از جنبه شخصي باعث حيرتم شد. پدرش ميخواست خود به تنهايي مشاوره دهد. پس من و مسعود آن را بايد بپذيريم. دوستي ما حتي پس از اين اتفاق به قوت خود باقي خواهد ماند. من براي او بهترينها را آرزو ميکنم.
نشريه آلماني تاکيد کرد: از دست دادن اوزيل براي فاضلي يک ضربه مهلک است. هرچند که او اکنون نوري شاهين و حميدآلتين توپ ، دو بازيکن ديگر بوندسليگا را به رئالمادريد انتقال داده است، ولي اوزيل مهمترين مشترياش بود. در اين حال اين نکته که اوزيل پدر، مجوز فيفا را در اختيار ندارد، مشکل خاصي ايجاد نميکند. زيرا مطابق قوانين فيفا، يک عضو خانوادگي بازيکن ميتواند بدون مجوز مدير برنامه بازيکن شود.
فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) اعلام کرد، مسابقه فينال جام جهاني 2010 در آفريقاي جنوبي دست کم يک ميليارد نفر در سراسر دنيا بيننده داشته است.
به گزارش سايت فيفا، 909.6 ميليون نفر حداقل يک دقيقه از مسابقه فينال جام جهاني بين دو تيم اسپانيا و هلند را از طريق تلويزيون و در خانه تماشا کرده اند اما مجموع بينندگان تلويزيوني اين مسابقه با احتساب بيننده هاي اينترنتي و صفحات بزرگ تلويزيوني در سطح شهرها، بالغ بر يک ميليارد تخمين زده شده است.
تحقيقات فيفا نشان مي دهد، 619.7 ميليون نفر به طور مستمر 20 دقيقه از بازي فينال را که با نتيجه 1 بر 0 در وقت اضافه به سود اسپانيا خاتمه يافت، تماشا کرده اند.
فيفا اعلام کرده است، متوسط تماشاگران تلويزيوني فينال جام جهاني 2010 که سال گذشته در ورزشگاه ''''ساکر سيتي'''' شهر ژوهانسبورگ برگزار شد، 530.9 ميليون نفر بوده است.
اين در حاليست که مراسم افتتاحيه بازي هاي المپيک 2008 پکن همچنان در صدر فهرست پربيننده ترين رويداد ورزشي قراردارد.متوسط تماشاگران اين مراسم که در ورزشگاه ''''آشيانه پرنده'''' شهر پکن برگزار شد، 593 ميليون نفر اعلام شده است.
بنابراين گزارش، 64 مسابقه جام جهاني 2010 که بين 32 تيم درمدت يک ماه برگزار شدند، در تمامي نقاط دنيا پخش شد و بيش از 3.2 ميليارد نفر يا 46.4 درصد از جمعيت جهان حداقل يک دقيقه شاهد پخش زنده اين رقابت ها بودند. براساس اين تحقيقات، متوسط تماشاگران براي هر مسابقه 188.4 ميليون نفر اعلام شده است.
''''جروم والکه'''' دبير کل فيفا در اين باره گفت: نتايج تحقيقات نشان مي دهد رقابت هاي جام جهاني يکي از پر بيننده ترين رويدادها در سراسر جهان است.
گزارش مالي جام جهاني 2010 که در ماه مارس منتشر شد نيز حاکي از درآمد 2.4 ميليارد دلاري فيفا از پخش مسابقات جام جهاني آفريقاي جنوبي است.
فيفا اعلام کرده است اين نتايج بر اساس تحقيق در 80 منطقه که 70 درصد جمعيت جهان را در خود جاي داده اند، به دست آمده است.
عليرضا حقيقي در اين فصل غيرقابل پيشبيني بود و افت و خيز زيادي داشت. خودش ميگويد ليگ دهم به اندازه 10سال براي او حاشيه و تجربه داشته است. ابتداي فصل خام بود و بعد پخته شد. ميرفت که در آن سه ماه بسوزد اما به خودش آمد و حالا به روزهاي اوجش بازگشته. عليرضا حقيقي خيلي به آينده اميدوار است. اين را در گفتوگوي مفصلي که با مجله تماشاگر داشته، ميگويد.
فصل دهم ليگ برتر براي حقيقي چطور گذشت؟
براي من اين فصل، فصل پرفرازونشيبي بود. ابتداي فصل توانستم ليگ را با آمادگي آغاز کنم اما وارد حاشيه و مصدوميت شدم ولي خدا خواست و دوباره روي زانوهايم بلند شدم و در نهايت ليگ را با قهرماني در جام حذفي به خوبي و خوشي تمام کردم.
مثل اينکه بدجوري با حاشيه عجين شدي؟
قبول دارم و البته براي آن دليل دارم. فکر کنم اولين دليل وارد شدن من به حاشيه شرايط سنيام باشد. در اين شرايط سني کمتجربه بودم و با خيلي مسائل آشنا نبودم و يکسري از کارهايي که بايد انجام نميدادم را انجام دادم. اما باور کنيد در آن سه ماهي که از فوتبال دور بودم خيلي تجربه کسب کردم. اغراق نيست اگر بگويم اتفاقات آن سه ماه به اندازه 10سال براي من مفيد بود.
چرا دروازهبانان ما هميشه کارهاي غيرمعمول ميکنند؟
در ليگ ما دروازهبانان حاشيه خاصي ندارند. من هم حاشيه دنبالم ميآيد.
اينکه خود دروازهبانان ميگويند ما يک «تختهمان کم است» راست است؟
(خنده) خوب شرايط اخلاقي و روحي دروازهبانان نسبت به ساير بازيکنان متفاوت است. همانطور که رنگ لباس آنها با ساير بازيکنان متفاوت است.
خودت چقدر به حاشيه علاقه داري؟
باور کنيد حاشيه بيشتر سراغ من ميآيد تا اينکه خودم به حاشيه علاقه داشته باشم. البته خيلي جاها چون کم سنوسال هستم برخي از رفتارهايم درست نبوده اما به هر حال توانستم از حاشيه بيرون بيايم و از اين بابت خوشحالم. شخصا حاشيه را دوست ندارم.
اگر حاشيه را دوست نداري ميتواني کاري کني که حاشيه هم سمت تو نيايد؟
اين حاشيههايي که طي آن سه ماه براي من بهوجود آمد ميتوانست باعث تمام شدن فوتبالم شود اما به کمک خدا، پدرم و دوستان نزديکم دوباره برگشتم. 6حاشيه وحشتناک هم زمان سراغ من آمد که اگر هر کسي جاي من بود ديگر نميتوانست کمر راست کند.
دوست داري در مورد تکتک آنها صحبت کني؟
حتي حاضر نيستم به آن دوران فکر کنم. اصلا دوست ندارم وارد آن مسائل شوم. به قول پدرم اين اتفاقات براي من به اندازه يک دانشگاه بود.
اما هنوز هم کوچکترين رفتارت زير ذرهبين است؟
من اين موضوع را بارها در مصاحبههايم گفتهام اما باز هم تکرار ميکنم؛ اگر يک بازيکن عطسه کند هيچکس ايرادي نميگيرد اما اگر همان عطسه را عليرضا حقيقي انجام دهد همه ميگويند چقدر بيادب است که جلوي دهانش را نگرفت! متاسفانه کوچکترين حرکات من را بزرگ ميکند. ميدانيد مشکل اينجاست که من بدجوري تو چشمم.
البته کارهاي مثبتي مثل پوشيدن لباس به ياد حجازي را هم مردم ميبينند.
علي دايي ميگويد: «تو فکر کن هميشه تو زمين هستي و سه تا دوربين دنبالت هست. اين مسائل وظيفه من را بيشتر ميکند. پوشيدن لباس به ياد ناصرخان براي دل خودم بود و دنبال يکسري مسائل نبودم. دوست هم ندارم زياد در موردش صحبت کنم.»
قبول داري کمي ساده و بيسياست هستي؟
بله قبول دارم. من روراستي و ساده بودن را از امثال ناصرخان ياد گرفتم و حتي اگر گردنم زير تيغ باشد حرفم را ميزنم چون ياد گرفتم هميشه حرف حق را بزنم. متاسفانه در پرسپوليس بيشتر حاشيههاي منفي بزرگ ميشود.
سر اتفاقي که در بوشهر رخ داد پشيمان نيستي؟
من اصلا دوست ندارم به مسائل گذشته برگردم و آنها را تکرار کنم. کلي در موردش قبلا حرف زدهام. مهم اين است که از آن جريان درسهاي زيادي گرفتم و بايد سعي کنم در برخي مواقع تودارتر باشم. هر چند هنوز هم ميگويم سر ماجراي بوشهر حق با من بود اما چون عليرضا حقيقي هستم بايد تحمل ميکردم.
به نظر ميرسد در آن سه ماهي که در ترکيب اصلي نبودي خيلي عذاب کشيدي؟
به هر حال آن سه ماه هم جزئي از زندگي فوتبالي من بود و گذاشتم به حساب قسمت. در تمرين قبل از مسابقه رباط داخليام کش آمد و تا آمدم دوباره بازي کنم محروم شدم. براي هر فوتباليستي دوران بحراني وجود دارد اما مهم اين است که قوي باشي و دوباره با سري بلند برگردي.
جدا از خودت پرسپوليس هم خيلي افت و خيز داشت؟
قبول دارم که پرسپوليس فصل پر فراز و نشيبي را پست سر گذاشت. در يکسري از بازيها هيچ کس فکر نميکرد برنده باشيم و پيروز ميشديم و در بازيهايي که همه روي 3امتياز حساب کرده بودند، نتيجه را واگذار ميکرديم. البته به باور خودم در خيلي از بازيها هم بدشانسي آورديم،اما خوشحالم که در جام حذفي پيش هواداران روسفيد شديم.
در اين فصل موفقيتها با محوريت دايي بود يا بازيکنان؟
با محوريت همه بود. به نظر من اين سوال خوبي نيست که ميپرسيد. اگر بازيکن يا مديريت نباشد، سرمربي به تنهايي قادر به نتيجه گرفتن نيست و اگر سرمربي نباشد آنها کاري نميتوانند انجام دهند. به نظر من قهرماني در جام حذفي را کل خانواده پرسپوليس به دست آوردند.
در ابتداي فصل کدورتي هم ميان تو و دايي بهوجود آمد اما بعد روابط حسنه شد.
من در حدي نيستم که با عليآقا کدورت داشته باشم. بين ما کدورتي نبود و به خودم هيچ وقت اجازه نميدهم با عليآقا بحث کنم يا اختلافي داشته باشم. يکسري مسائل پيش آمد که براي هر بازيکني پيش ميآيد.
دايي را چطور آدمي ميبيني؟
به هر حال دايي مربي خوبي است و هميشه به بچهها روحيه ميدهد و خوشحالي را براي بچهها و شکستها را براي خودش ميداند. چنين خصلتي را در کمتر مربي ديدهام.
اختلاف دايي و کاشاني چقدر روي عملکرد فني بازيکنان تاثيرگذار بود؟
تيم هم مثل خانواده است و از اين مسائل پيش ميآيد. اما اين اتفاق براي بازيکنان شوک مثبتي بود و در عملکرد آنها تاثير منفي نگذاشت. ما با همه اين مسائل توانستيم نتايج خوبي به دست بياوريم و نميخواهم مسائل خانوادگي را بيش از اين باز کنم.
اما وقتي دعوا از خانواده بيرون ميرود ديگر قابل پنهان کردن نيست؟
خانواده ما بزرگ است و 40ميليون نفر عضو دارد. تو فوتبال دنيا اين مسائل طبيعي است.
فکر ميکني چه عواملي باعث ادامهدار شدن اختلافات ميان دايي و کاشاني شوند؟
به هر حال کساني در اين ميان آتش بيار معرکه شدند. شايد خيلي از عوامل اطرافيان تيم اين مسائل را بين اين دو نفر پيش آوردند اما اميدوارم اين دو بزرگ اختلافاتشان را کنار بگذارند.
به نظرت دايي چه جور شخصيتي دارد؟
جزو افتخارات من بود که توانستم دو فصل در خدمت آقاي دايي باشم. او هميشه اسطوره فوتبال ايران و پرسپوليس بوده و ميماند.
در نوساني که پرسپوليس داشت فکر ميکني کدام عامل بيشتر از همه دخيل بود؟
در نوسان يک تيم بازيکن، کادر فني، مديريت و هواداران همه دخيل هستند و جدا از هم نيستند.
به نظرميرسد طاقت رقابت با دروازهباناني همسطح خودت را نداري؟
اين مساله در همه جاي دنيا باب است که يک دروازهبان خوب دارند و يک دروازهبانان دوم و فکر ميکنم اين موضوع بايد در ايران هم جا بيافتد که تيمها به دنبال دو دروازهبانان همسطح نباشند.
مگر از رقابت کردن ميترسي؟
اين چه حرفي است. من از رقابت کردن نميترسم. اگر ميترسيدم اصلا نبايد وارد فوتبال ميشدم چون فوتبال با رقابت عجين شده. تمام دروازهبانان در تيم ملي با يکديگر رقابت ميکنند اما در باشگاه شرايط فرق ميکند.
چرا بايد در باشگاه اينگونه باشد؟
اين نظر من است و مديريت باشگاه هر جور تصميم بگيرد ما تابع هستيم ولي زماني که دروازهبان اول و دوم داريد، دروازهبانان اول آرامش بيشتري دارد و به نظر من اينگونه راحتتر کار ميکند.
به نظر ميرسد دروازهباني پخته و بيحاشيه را در فصل آينده ببينيم.
اميدواريم از تجربيات آن سهماه به خوبي استفاده کنم و حاشيه خاصي نداشته باشم. البته اگر بگذارند.
يعني از فصل بعد ديگر دايي نميگويد استثنائا عليرضا يک کار مثبت انجام داد.
(خنده) عليآقا لطف دارند. هميشه ميزديم يکبار که جدا کرديم همه تعجب کردند، اما از شوخي گذشته ديگر نميخواهم وارد حاشيههاي فوتبال شوم.
اشتباه استراتژیک از نوع حاجی!
مرجع خبری پرسپولیس : «كرار جاسم به لحاظ فني خيلي بهتر از علي كريمي است.» اين ادعاي علي فتحا...زاده مدير باشگاه استقلال بود. البته در اينكه كرار جاسم به لحاظ فني، بازيكن بسيار خوبي است و يكي از ياران موثر و كليدي تراكتورسازي تبريز بود شكي نيست.
ضمن اينكه بايد به تفكرات فتحا...زاده هم احترام گذاشت به هر حال او اينطور فكر ميكند. اما حاجي استقلاليها ناخواسته باعث شد تا به علي كريمي كه اين روزها در كنار آمادگي جسماني، بسيار هم انگيزه دارد روحيه مضاعف بدهد.
استقلاليها هنوز يادشان نرفته كه جادوگر در دو دربي رفت و برگشت يك گل زد و يك پنالتي گرفت تا بازي باخته به آبيهاي پايتخت با مساوي عوض شود. كريمي كه اين روزها سكوت كرده و كمتر مصاحبه ميكند بدون شك در مورد ادعاي فتحا...زاده هم حرفي نخواهد زد و قطعا درون زمين و روز دربي 71 اگر بتواند كه ميتواند كارآيياش را ثابت ميكند.
آنها كه به جادوگر نزديك هستند خوب ميدانند كه اگر كريمي انگيزه داشته باشد خيلي مثمرثمرتر خواهد بود.به هر حال اين ادعاي فتحا...زاده يك اتفاق خوب براي پرسپوليسيها بود و حالا آنها مطمئن هستند كه جادوگر تيمشان در روز دربي 71 هر چه در توان دارد را به نمايش خواهد گذاشت.
مرجع خبری پرسپولیس : 31 خردادماه ؛ این روز انگار روز سرنوشت حمید استیلی است.
حمید استیلی در حالی در 31 خرداد ماه، در شرایطی که باشگاه شرط دایی برای ادامه همکاری را بهانه کرد و از کنار نامش گذشت ، به سرمربیگری پرسپولیس منصوب شد. این روز و این شب اما انگار تاریخ شانس حمید استیلی است. 13 سال قبل را شاید کمتر کسی یادش باشد. شبی که در ژرلاند لیون تیم ملی ایران شاهکاری خلق کرد و بازی قرن را برد. شبی که جواد زرینچه توپ را گرفت چرخی زد و توپ را درست فرستاد روی سر حمید استیلی و گل ...
برد برابر آمریکا و یک شب تمام بیداری . جشن بود و پایکوبی. این تیتری است که دوستان خوب ما در روزنامه پیروزی هم برای تیتر یک روز چهارشنبه شان برگزیده اند .
حسین قدوسی در یادداشتی به این اشاره کرده که احتمالا حتی خود حمید استیلی هم این تقارن زمانی یادش نیست. اتفاقی که قطعا آنها درباره اش درست فکر می کنند چون عصر روز دوشنبه بود که حمید استیلی در کافه خبر نشسته بود و داشت درباره فوتبال و سینما حرف میزد. همان جا بود که محمد علی نجفی ، کارگردان بنام سینمای ایران با استیلی از گل زیبایش به آمریکا گفت . از اینکه مردم تا صبح نخوابیدند و بعد استاد علی نصیریان از هنر بالای حمید در رساندن آن توپ به تور دروازه تمجید کرد. حمید هم در مقابل بی آنکه حتی یادش باشد ، این جملات در سالگرد به ثمر رسیدن گلش زده می شود ، تنها گفت:« فکر می کنم آن گل را شانسی زدم.
بی شک حالا استیلی پس از اینکه متوجه می شود درست در سیزدهمین سالگرد گلش به آمریکا ، بزرگترین رویای زندگی اش را محقق دیده است ، به خوش یمن بودن این روز در زندگی اش بیشتر ایمان می آورد.
تاریخی به نام پروین
مرجع خبری پرسپولیس : زننده گل تاریخی ایران به آمریکا در جام جهانی 1998 فرانسه در حالی به عنوان سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شد که بیست و نهمین مربی تاریخ و هفدهمین مربی ایرانی این تیم لقب گرفت.
تیم فوتبال پرسپولیس از سال 1347 و با پیوستن بازیکنان تیم شاهین به این تیم، بصورت رسمی فعالیت خود را در لیگ منطقهای ایران آغاز کرد و به عنوانی تیمی مردمی در مسابقات داخلی و بینالمللی حضور یافت.
سرخپوشان تهرانی با توجه به ستارههای بزرگی که از همان ابتدای فعالیت تا به امروز در اختیار داشتهاند، یکی از پرطرفدارترین و مردمیترین تیمهای فوتبال ایران بوده و هستند. پیش از ظهور تیمهایی همچون پاس تهران، سپاهان اصفهان و ذوبآهن اصفهان به همراه استقلال دو قطب اصلی فوتبال پایتخت و کشور بودند.
پرویز دهداری از روز 16 فرودینماه 1347 به عنوان سرمربی تیم پرسپولیس انتخاب شد تا عنوان نخستین سرمربی رسمی تاریخ سرخپوشان تهرانی را به خود اختصاص دهد، گرچه رجبعلی فرامرزی از سال 1342 تا 1346 به طور همزمان مربی تیم دسته دومی پرسپولیس و باشگاه بانک ملی بود اما آمارنویسان از وی به عنوان دومین مربی پرسپولیس نام برده و تاریخ آغاز فعالیت رسمیاش با این تیم را سال 1348 عنوان کردهاند.
از زمان دهداری تاکنون کادرفنی تیم فوتبال پرسپولیس 33 مرتبه دچار تغییر و تحول شده است. در این بین 29 مربی هدایت سرخپوشان را برعهده داشتهاند که 12 نفر از این جمع مربیان خارجی بودهاند.
علی پروین به عنوان پرافتخارترین مربی تاریخ پرسپولیس، چهار مرتبه در سالهای مختلف هدایت این تیم را برعهده داشته و در 467 مسابقه که به عنوان سرمربی سرخپوشان را به میدان فرستاده، 291 پیروزی، 128 تساوی، 48 باخت، 843 گلزده و 304 گل خورده را در کارنامهاش ثبت کرده است.
سرمربی پیشین تیم پرسپولیس که تجربه مدیریت این باشگاه را داشته است، در دوران 18 ساله مربیگری خود سه قهرمانی لیگ، سه قهرمانی جام حذفی، 6 قهرمانی جام باشگاههای تهران، دو قهرمانی جام حذفی تهران و یک جام برندگان جام باشگاههای آسیا بدست آورده است.
آلن راجرز (انگلستان)، ایوان کونوف (شوروی)، ولادیسلاو بگوویچ (کرواسی)، هانس یورگن گده (آلمان)، استانکو (کرواسی)، ایوان مت کوویچ (کرواسی)، وینگو بگوویچ (کرواسی)، راینر زوبل (آلمان)، آری هان (هلند)، مصطفی دنیزلی (ترکیه)، نلو وینگادا (پرتغال) و زلاتکو کرانچار (صربستان) هم مربیان خارجی تاریخ پرسپولیس بودهاند.
حمید استیلی که روز سه شنبه رسما به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس انتخاب شد، متولد 12 فروردین 1346 در محله نازی آباد تهران است. استیلی سابقه بازی در تیمهای استقلال جنوب، پاس تهران، پرسپولیس، بهمن کرج، القادسیه کویت، گیلانک سنگاپور را دارد و فعالیت مربیگری خود را در تیم پرسپولیس و در کنار مربیانی چون علی پروین، رانیر زوبل، آری هان، مصطفی دنیزلی و افشین قطبی آغاز کرده است.
این مربی 44 ساله پیش از قبول مسئولیت سرمربیگری تیم پرسپولیس، هدایت تیمهایی چون استیل آذین و شاهین بوشهر را برعهده داشته است.
استیلی که یکی از محبوب ترین بازیکنان تاریخ پرسپولیس است، سابقه 84 بازی ملی را دارد و 12 گل برای این تیم به ثمر رسانده است که یکی از آنها گل تاریخی به آمریکا در جام جهانی 1998 بود. از این گل به عنوان گل قرن یاد می شود.
مربیان تاریخ باشگاه پرسپولیس به شرح زیر هستند:
1- پرویز دهداری: (نخستین سرمربی پس از پیوستن شاهینیها به پرسپولیس)از 16 فروردین 1347 تا 31 مرداد 1348
2- رجبعلی فرامرزی: (سرمربی پرسپولیس در دوران کوچ بازیکنان به پیکان)از اول دی 1348 تا 14 اسفند 1348
3- حسین فکری:از 26 تیر 1349 تا 19 دی 1350
4- آلن راجرز (انگلستان):از 4 آذر 1350 تا 27 آذر 1353
5- همایون بهزادی:از 15 اسفند 1353 تا 19 اردیبهشت 1354
6- بیوک وطنخواه: (جوانترین مربی تاریخ پرسپولیس)از 26 اردیبهشت 1354 تا اسفند 1354
7- ایوان کونوف (شوروی):از پنجم فروردین 1355 تا 12 اسفند 1355
8- منصور امیرآصفی:از 20 اسفند 1355 تا 23 اردیبهشت 1356
9- پرویز قلیچخانی:از 30 اردیبهشت 1356 تا 8 خرداد 1356
10- محراب شاهرخی: از 9 تیر 1356 تا 18 بهمن1360
11- علی پروین:(تنها مربی که چهار دوره مختلف در تیم پرسپولیس مربیگری کرده است)از 23 بهمن 1360 تا 18 دی 1367از دهم تیر 1367 تا اواخر سال 1372از پنجم مهر 1377 تا اول تیر 1382 (در سال 1381 با پرسپولیس فاتح نخستین دوره لیگ برتر شد)از پنجم تیر 1384 تا 23 بهمن 1384
12- مسعود معینی: (نخستین مربی غیرپرسپولیسی که در سه بازی هدایت این تیم را برعهده گرفت)از 13خرداد 1367 تا 28 خرداد 1367
13- محمود خوردبین: (وی تنها در چهار مسابقه هدایت پرسپولیس را برعهده گرفت)آبان سال 1372
14: محمد پنجعلی: (وی یکبار دیگر در 16 مرداد 1374 برابر آرارات مربیگری کرد)از پنجم آذر 1372 تا 21 بهمن 1372
15: ولادیسلاو بگوویچ(کرواسی): از 20 خرداد 1373 تا 9 تیر 1373
16- حمید درخشان:از 17 تیر 1373 تا 30 دی 1373از اول تیر 1376 تا چهارم دی 1376
17- هانس یورگن گده(آلمان):از 29 اردیبهشت 1374 تا مرداد 1374
18- استانکو پابلوکوویچ (کرواسی): (پرافتخارترین مربی خارجی پرسپولیس)از 7 مهر 1374 تا 14 اردیبهشت 1376
19 - ایوان مت کوویچ (کرواسی): از هشتم دی 1376 تا پنجم مهر 1375
20- وینگو بگوویچ (کرواسی):از هفتم شهریور 1382 تا پایان سومین دوره لیگ برتر
21- راینر زوبل (آلمان):از 24 شهریور 1383 تا 30 خرداد 1384
22- آری هان (هلند): (بدترین رتبه پایان فصل در تاریخ پرسپولیس)از 27 بهمن 1384 تا 17 اردیبهشت 1385
23- مصطفی دنیزلی (ترکیه):از 18 شهریور 1385 تا 11 خرداد 1386
24- افشین قطبی:از 25 مرداد 1386 تا 30 آبان 1387
25- افشین پیروانی:از اول آذر 1387 تا 18 بهمن 1387
26- نلو وینگادا: (پرتغال)از 21 بهمن 1387 تا 6 خرداد 1388
27- زلاتکو کرانچار: (صربستان)30 تیر 1388 تا 6 دی 1388
28- علی دایی: (کسب دو عنوان قهرمانی متوالی در جام حذفی در سالهای 89 و 90)از 7 دی 1388 تا 20 خرداد 1390
29- حمید استیلی:از 31 خرداد 1390 تا ...
مدافع پرسپوليس پس از بازگشت دوباره به اين تيم گفت: 6 ماه بيرون نشستم و انگيزهام بسيار زياد است و خيلي چيزها را ميخواهم ثابت کنم.
شيث رضايي پس از بازگشت به اين تيم اظهار داشت: جلسه اي با آقاي استيلي داشتم که پايه و اساسش بر اساس نظم، انضباط و کاري است که امسال مي خواهيم انجام دهيم. خيلي خوشحالم از اينکه دوباره به پرسپوليس برگشتم و اميدوارم سال خيلي خوبي را در پيش رو داشته باشيم.
وي افزود: از سرپرست باشگاه و سرمربي تيم، تشکر مي کنم از اينکه شرايطي را فراهم کردند که من بتوانم برگردم و به هيچ وجه ناراحت نيستم از اينکه اين تيم را ترک نکردم. حميد استيلي از من حمايت و تا آخر عمر مرا مديون خودش کرد و قطعا جواب اطمينان ايشان را خواهم داد.
رضايي عنوان کرد: 6 ماه بيرون نشستم و انگيزه ام بسيار زياد است. خيلي چيزها را مي خواهم ثابت کنم که در مصاحبه هايم نمي گويم چرا که مي خواهم به آنها عمل کنم و انشاءالله پرسپوليس با موفقيت کامل در جام هاي مختلف حاضر شده و نتايج مطلوب و مورد انتظار هواداران را کسب کند. امسال تيمي را خواهيم داشت که پايه و اساسش بر مبناي رفاقت است.
مدافع پرسپوليس در خصوص شرايط بدني اش گفت: وضعيت بدني مناسبي دارم که با رژيم غذايي، خيلي لاغر شده ام. صبح و بعدازظهر تمرين مي کنم و وزنم را از 86 کيلو گرم به 78 کيلو گرم کاهش داده ام.
رضايي درباره حضور علي کريمي در پرسپوليس گفت: با علي کريمي دوست هستم و در تيم ملي نيز با هم کار کرده ايم. يقينا حضور علي کريمي کمک زيادي به موفقيت پرسپوليس خواهد کرد و بازي کنار چنين بازيکن با تجربه اي براي من افتخار است.
مدافع اخراجي پس از جسله با استيلي با شروع تمرينات به پرسپوليس بازميگردد.
حميد استيلي که روز گذشته قرارداد خود را با پرسپوليس ثبت کرد، صبح امروز در باشگاه حاضر و با شيث رضايي گفتگو کرد.
در اين جسله سرمربي پرسپوليس شرط هايي براي رضايي گذاشت که اين شروط را مدافع سرخپوشان قبول کرد.
در پايان اين جلسه قرار شد شيث رضايي با شروع کار در تمرينات حضور پيدا کند. البته قرار است گزارشي از جلسه بين استيلي و شيث رضايي به حبيب کاشاني، سرپرست پرسپوليس داده شود.
'کريستيانو رونالدو' با به ثمر رساندن 86 گل در لاليگا، ليگ قهرمانان اروپا و نيز کوپا دل ري نام خود را در ميان 2۰ گلزن برتر تاريخ باشگاه رئال مادريد ثبت کرد.
رونالدو گلزن پرتغالي تيم رئال مادريد، اين رکورد را طي دو سال بدست آورد که در مقايسه با ساير بازيکناني که در فهرست گلزنان برتر تاريخ باشگاه رئال مادريد قرار دارند، مدت کوتاهي است.
رونالدو در فصل نخست حضور در رئال مادريد 33 گل به ثمر رساند که 26 گل آن در لاليگا و هفت گل هم در ليگ قهرمانان اروپا بود.
او در فصل دوم 40 گل در لاليگا، هفت گل در کوپا دل ري و شش گل در ليگ قهرمانان اروپا زد.
فهرست گلزنان برتر تاريخ رئال مادريد:
۱-رائول 323 گل
۲-دي استفانو 309 گل
۳-سانتيانا 290
۴-پوشکاش 238
۵-هوگو سانچز 208
۶-گنتو 179
۷-پيري 171
۸-بوتراگوئنو 17۱
۹-آمانسيو 155
۱۰-ميشل 130
۱۱-هيرو 125
۱۲-پاهينيو 124
۱۳-خوانيتو 121
۱۴-رونالدو 104
۱۵-مولوني 104
۱۶-زامورانو 101
۱۷-مورينتس 99
۱۸-باريناگا 93
۱۹-پرودن 88
۲۰-کريستيانو رونالدو 86
مرجع خبری پرسپولیس : سرمربي فصل گذشته تيم فوتبال پرسپوليس در آستانه حضور روي نيمكت سپاهان قرار دارد.
با رد پيشنهاد كميته فني باشگاه پرسپوليس از سوي علي دايي و اعلام اينكه در صورتي با باشگاه پرسپوليس همكاري مي كند كه هيئت مديره و مديرعامل پاي قرارداد او را امضا كند، حضور علي دايي در پرسپوليس براي فصل آينده منتفي شد.
با منتفي شدن اين موضوع باشگاه سپاهان كه پيش از اين از علي دايي به عنوان يكي از گزينه هاي جدي براي سرمربيگري ياد كرده بود مذاكرات جدي تر را با وي آغاز كرد.
مذاكرات تلفني مديرعامل باشگاه با دايي حكايت از توافقات اوليه با اين سرمربي دارد و گفته مي شود به زودي دايي براي امضاي قرارداد با اين باشگاه راهي اصفهان خواهد شد.
دايي اكنون در اسپانيا است و به همين دليل توافقات وي با مسئولان سپاهان به صورت تلفني بوده است.
حميد استيلي به عنوان سرمربي نهايي پرسپوليس انتخاب شد و از امروز کارش را در اين باشگاه آغاز مي کند.
کميته فني باشگاه پرسپوليس صبح امروز مجددا جلسه اي را برگزار کرد تا پس از انصراف علي دايي، حميد استيلي را به عنوان سرمربي معرفي کند. ''بيژن ذوالفقار نسب'' سخنگوي کميته فني پس از پايان جلسه اين کميته تصريح کرد: علي دايي شرط ما را براي سرمربيگري قبول نکرد و بر اساس توافق، استيلي به عنوان سرمربي انتخاب شد. وي گفت:استيلي سرمربي پرسپوليس است و کارش را از امروز آغاز مي کند. قرارداد حميد استيلي امروز در هيات فوتبال استان تهران ثبت مي شود.
علي دايي با رد شرط کميته فني اعلام کرد که فقط با هيئت مديره و مديرعامل منتخب کار خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، کميته فني باشگاه پرسپوليس روز گذشته مشروط به اعلام همکاري کامل در چارچوب قوانين باشگاه با حبيب کاشاني، علي دايي را به عنوان سرمربي پرسپوليس برگزيد و از او خواست ظرف 12 ساعت پاسخ خود را به باشگاه اعلام کند.
به همين جهت تني چند از کارکنان باشگاه پرسپوليس شب گذشته با حضور در باشگاه، آماده دريافت پاسخ دايي شدند و در نهايت ساعت 4:07 بامداد امروز (سه شنبه) پاسخ وي از سوي نماينده تام الاختيارش با همراهي برادر دايي، به باشگاه تحويل شد.
علي دايي در پاسخ به صورتجلسه نهايي کميته فني تيم فوتبال باشگاه پرسپوليس که از وي خواسته بود پاسخ خود را درباره همکاري با حبيب کاشاني، سرپرست باشگاه پرسپوليس بيان کند، شرط کميته فني براي قبول سرمربيگري پرسپوليس را نپذيرفت و اعلام کرد تنها با مديرعامل منتخب هيئت مديره قانوني باشگاه همکاري خواهد کرد. اين در حالي بود که يکي از دوربين هاي تلويزيوني نيز براي پوشش خبر، در محل حضور داشت.
متن کامل پاسخ کتبي علي دايي به شرح زير است:
"بسمه تعالي
باشگاه محترم فرهنگي ورزشي پيروزي (پرسپوليس)
با سلام و احترام؛
پيرو ابلاغ غير رسمي صورت جلسه نهايي کميته محترم فني باشگاه پرسپوليس به تاريخ 1390/3/30، که منضم به نامه باشگاه نبوده است ضمن تشکر از حسن نيت و اعتماد کميته محترم فني به اينجانب بدون شک حمايت هاي هواداران شريف و محبوب تيم مردمي و پر افتخار پرسپوليس موثر واقع شده و اين فرصت مجدد را برايم فراهم کرده است تا بتوانم به احساسات پاک ميليون ها هوادار پرشور تيم محبوبم خدمت کنم.
در اين راستا به اعضاي محترم کميته فني که در ابلاغيه قيد نموده اند که در چهارچوب قوانين باشگاه فعاليت کنم همانطور که در کنفرانس تلفني به اعضاي محترم جلسه عرض کردم، تاکيد مي نمايم طبق مقررات و ضوابط حاکم بر هر باشگاه حرفه اي اين تعامل، فعاليت و همکاري بايد به صورت کاملا طرفيني صورت پذيرد که در اين دوره فعاليت نيز در چهارچوب قوانين باشگاه عزيز پرسپوليس با معرفي مديرعامل محترم باشگاه که از سوي هيات مديره محترم برخوردار از وجاهت قانوني و قوانين جاري خواهد بود همکاري صميمانه، صادقانه و همه جانبه با آن مقام محترم را خواهم داشت. توفيق و عزت همه خادمان عرصه پاک و مهم ورزش کشور عزيزم را از خداي بزرگ مسئلت مي نمايم.
با تشکر علي دايي از طرف بهمن دهقان نماينده تام الاختيار "
قلعه نوعی از جنازه پدرم هم می ترسید / علیرضا حقیقی از مادرم رخصت گرفت تا پیراهن پدر را بپوشد
مرجع خبری پرسپولیس : اظهارات امیر قلعه نوعی در برنامه 90 باعث دلخوری خانواده حجازی شد تا جایی که دختر آن مرحوم با یادآوری حرکت پرسپولیسی ها در گرامیداشت نام پدرش ادعا کند امیر قلعه نوعی از جنازه حجازی هم می ترسید.
پس از آنکه آتیلا حجازی پسر ناصر حجازی به طور تلویحی از امیر قلعهنویی انتقاد کرد، آتوسا حجازی، دختر اسطوره فوتبال ایران نیز به حرف آمد و از سرمربی سابق استقلال انتقاد کرد. آتوسا در گفتوگویی در پاسخ به این سوال که میگویند شما از امیر قلعهنویی دلخور هستید؟ میگوید: بله، صددرصد دلخور هستم. آن شبی که این آقا به برنامه 90 رفت خیلیها با من تماس گرفتند. من آن شب برنامه 90 را کامل دیدم و با شنیدن حرفهای این آقا، خیلی حالم بد شده بود. از روزنامهها تماس گرفتند که جوابش را بدهم اما گفتم بعدا صحبت میکنم.
من میگویم اگر ایشان میخواست خاطره تعریف کند 3 روز زودتر تعریف میکرد تا بابام زنده باشد و جوابش را بدهد.
اگر آن موقع میگفت بابای من هم جوابش را میداد. قلعهنویی خیلی ادعای مسلمانی دارد اما اگر مسلمان است درست نیست پشت سر مرده حرف بزند.
آتوسا حجازی ادامه میدهد: «این حرکت ایشان خیلی زشت بود. این آقا دیگر اسم پدرم را به زبان نیاورد. من از ایشان خواهش میکنم دیگر اسم پدرم را به زبان نیاورد چون پدرم در آن دنیا هم ناراحت میشود که کسی مثل قلعهنویی اسمش را به زبان بیاورد.
رضا صادقی یک آهنگ دارد که میگوید: "واسه شیر خسته موش هم یلی میشه و میغرد" آن شیری که در این شعر میگوید شیر خسته است اما پدرم دستش از دنیا کوتاه است و خوب نیست پشت سر ایشان حرف بزند. اگر ایشان دوباره اسم پدرم را بیاورد جوابش را میدهم. همین آقا حاضر است تمام ثروت و افتخاراتش را بدهد و یک هزارم محبوبیت پدرم را داشته باشد.
ایشان حتی به مردم پدرم هم حسادت میکند. آدم از پرسپولیسیها انتظار نداشت اما علیرضا حقیقی از مادرم اجازه گرفت و با پیراهن پدرم بازی کرد. بقیه بازیکنان پرسپولیس هم با پیراهنهایی که عکس پدرم بود وارد زمین شدند و خود علی دایی هم مشکی پوشید و در استادیوم حاضر شد اما این آقا حتی در خاطرهای که تعریف کرد هم خودش را بالا برد چون کمبود دارد و پشت سر مرده حرف میزند اما مردم فهم و شعور دارند و خوب قضاوت میکنند. به خاطر اینکه قلعهنویی در مراسم پدرم نبود هم از ایشان تشکر میکنم چون پدرم خوشحال شد که ایشان در مراسش شرکت نکرد. من فقط درد دل کردم چون مردم خودشان خوب میفهمند و تمام مسائل را تحلیل میکنند.»
کميته فني باشگاه پرسپوليس علي دايي را به عنوان سرمربي جديد اين تيم انتخاب کرد.
جلسه کميته فني باشگاه پرسپوليس امروز با حضور محمد پنجعلي، محمدرضا زادمهر و بيژن ذوالفقارنسب در باشگاه پرسپوليس برگزار شد و اعضا به بررسي برنامههاي حميد استيلي، حميد درخشان و علي دايي پرداختند.
پس از بررسي برنامههاي اين سه مربي، کميته فني باشگاه پرسپوليس علي دايي را به عنوان سرمربي جديد اين تيم انتخاب کرد.
ديدار دو تيم اميد ايران و عراق در چارچوب مرحله پليآف مقدماتي المپيک 2012 از ساعت 19:30 در اربيل عراق برگزار شد.
محسن مسلمان در دقيقه 30 گلزني کرد تا مليپوشان کشورمان با يک گل در خانه حريف به برتري برسند. بازيکنان ايران بازي خوبي به نمايش گذاشتند و در نيمه دوم نيز چند فرصت گلزني را از دست دادند. يک بار هم توپ به تير دروازه ايران خورد.
تيم اميد ايران با اين برد اولين گام خود را در راه رسيدن به المپيک 2012 لندن محکم برداشت.
ديدار برگشت دو تيم ساعت 20 پنجشنبه هفته جاري در ورزشگاه آزادي برگزار خواهد شد. تيمي که در مجموع دو ديدار برنده شود به مرحله گروهي مقدماتي المپيک 2012 راه پيدا ميکند.
کابوس آبی ها به خانه رسید
مرجع خبری پرسپولیس : به بهانه سومین حضور علی کریمی در پرسپولیس نگاهی داریم به کارنامه و عملکرد ستاره شماره 8 محبوب سرخ ها در این تیم.
سال 77 هیچکس فکرش را نمی کرد حضور علی پروین در سالن فوتسال و تماشای بازی ستاره جوان تیم فتح مهمترین ستاره دو دهه اخیر فوتبال ایران را معرفی کند. علی کریمی در آن روز با عملکرد فوق العاده اش توجه چشمان تیزبین سلطان را به خود جلب کرد تا با پوشیدن پیراهن پرسپولیس خیلی زود به ستاره محبوب سرخ ها بدل شود.
اولین روزهای حضور کریمی در پرسپولیس با دعوت شدن به تیم ملی امید و آن جنجال درگیری با داور در اردوی ویتنام با حکم محرومیت یکساله جادوگر از سوی AFC مواجه شد. جادوگر اما با صلابت به پرسپولیس بازگشت و اوج هنرنمایی اش را می توان بازی پرسپولیس و الهلال در جام باشگاه های آسیا دانست که با درخشش کریمی با پیروزی 3-1 پرسپولیس پایان یافت.
در روزی که مدیران باشگاه اتلتیکو مادرید (تیم دوم شهر مادرید) در ورزشگاه آزادی حاضر شدند و خود را شیفته حرکات و تکنیک ناب جادوگر یافتند، علی کریمی به همراه حامد کاویانپور و علی انصاریان دروازه محمد الدعایه را به آتش کشیدند که ستاره شماره 8 در هر سه گل تیمش نقش کلیدی داشت.
حادثه تلخ ورزشگاه شهید عضدی رشت که به جان باختن تعدادی از هواداران پرسپولیس منجر شد آخرین حضور کریمی در پیراهن پرسپولیس در نخستین مرحله حضورش در این تیم بود. در آغاز دهه 80 او پس از 57 بار بازی با پیراهن پرسپولیس راهی امارات شد در حالی که پیشنهاد قابل توجه اتلتیکو مادرید و پروچیا ایتالیا را رد کرده بود.

یکی از خاطره انگیزترین روزهای جادوگر در نخستین مرحله حضور در پرسپولیس دربی جنجالی 9 دی ماه سال 79 بود که با تساوی 2-2 دو تیم و حواشی غیرقابل باور به پایان رسید. در روزی که مشت پرویز برومند بر گونه پایان رافت دربی تهران را به جنجال کشید قیچی زیبای علی کریمی مانع از شکست سرخ ها شد تا گل مهدی هاشمی نسب که اولین دربی خود را به عنوان یاغی سرخابی (پس از پیوستن به استقلال) سپری می کرد پایان تلخی برای آبی ها داشته باشد.
کریمی در فاصله سال های 80 تا 84 ستاره بی چون و چرای الاهلی امارات بود و در سال 2004 پس از درخشش خیره کننده در جام ملت های آسیا علاوه بر کسب جایزه مرد سال فوتبال قاره مورد توجه سران باشگاه بایرن مونیخ آلمان قرار گرفت و راهی مونیخ شد. رسانه های آلمانی از همان روزهای اول به جذب کریمی انتقاد داشتند و یک هفته نامه آلمانی تیتر اصلی خود را به ناکامی احتمالی جادوگر در این تیم اختصاص داد: «کریمی برف مونیخ را نخواهد دید»
جادوگر اما از همان ابتدا توانایی هایش را به رخ فوتبال ماشینی آلمان ها کشید و خیلی زود به یکی از مهره های اصلی فیلیکس ماگات در بایرن تبدیل شد. درخشش خیره کننده کریمی با پیراهن بایرن مونیخ مقابل میلان ایتالیا در چهارچوب لیگ قهرمانان اروپا موجب غرور مردم ایران شد تا کریمی یکسال دیگر در مونیخ ماندگار شود.
سال 84 اما برای کریمی روزهای خوبی نداشت. مصدومیت جادوگر را دو ماه از حضور در ترکیب بایرن دور کرد و عملکرد ناامید کننده در جام جهانی روزهای سیاهی برای ستاره تیم ملی ایران رقم زد. با این حال کریمی در آخرین حضورش با پیراهن بایرن گلزنی کرد تا وداع باشکوهی با فوتبال آلمان داشته باشد. جدایی کریمی از بوندس لیگا اما سه سال بیشتر طول نکشید.
کریمی پس از گذراندن یک دوره ناموفق در لیگ قطر به پرسپولیس بازگشت و در نخستین بازی اش با پیراهن پرسپولیس در لیگ هشتم 90 هزار پرسپولیسی را به ورزشگاه کشاند. درخشش در دربی پایتخت و هت تریک مقابل ابومسلم در مشهد بازگشت باشکوهی برای کریمی با پیراهن پرسپولیس بود.
با این حال با علنی شدن اختلاف کریمی و عباس انصاری فرد ؛ جادوگر از روزهای اوجش فاصله گرفت اما در دربی برگشت همان سال درخشش خیره کننده کریمی در میانه میدان مانع از شکست پرسپولیس مقابل رقیب سنتی شد.
کریمی در پایان فصل به دلیل اختلاف با انصاری فرد از پرسپولیس جدا شد و به تیم تازه لیگ برتری شده استیل آذین پیوست. جادوگر در نیم فصل اول با پیراهن استیل آذین 14 گل به ثمر رساند و مقابل تیم سابقش سازنده هر دو گل استیل آذین بود. شماره 8 در آن بازی جنجالی پیراهن استیل آذین را از تن خارج کرد و به زمین کوبید تا پس از دریافت کارت قرمز از مسعود مرادی در حالی که پیراهن تیم محبوبش «پرسپولیس» را به تن داشت از زمین خارج شود. این همان سورپرایز وعده داده شده جادوگر برای هواداران تیم محبوبش بود.
دومین فصل حضور کریمی در استیل آذین اما با درگیری های گاه و بیگاهش با آجورلو همراه بود تا جایی که مدیرعامل وقت استیل آذین علی کریمی را به اتهام روزه خواری از این تیم اخراج کند، با این حال با حمایت هدایتی جادوگر در این تیم ماندنی شد و آجورلو راه خروج را در پیش گرفت. حضور کریمی در بازی نمادین الاهلی مقابل میلان خشم علی پروین را برانگیخت تا شماره 8 این بار از سوی سلطان حکم اخراجش را دریافت کند. کریمی در نهایت مبلغ قراردادش را به استیل آذین بخشید و با پیوستن به شالکه یکبار دیگر فوتبالدوستان ایرانی را شوکه کرد.
مرد غیرقابل پیش بینی فوتبال ایران هرچند در بازگشت دوباره به بوندس لیگا روزهای خوبی نداشت اما در واپسین روزهای خرداد 90 پس از جدایی از شالکه به خانه بازگشت و اعلام کرد سال های پایانی فوتبالش را با پیراهن تیم محبوبش «پرسپولیس» خواهد درخشید. این شاید بدترین خبر برای هواداران رقیب سنتی باشد؛ مرد دربی به قلعه سرخ رسید...
همپا با افزايش مبلغ قرارداد بازيکنان در ليگ برتر فوتبال باشگاههاي ايران ، رقم قرارداد مربيان شاغل در اين ليگ نيز افزايش قابل توجهي داشته است. هرچند که رقم دريافتي تمام مربيان، نزديک به يکديگر نيست و با توجه به سابقه و ميزان موفقيت شان ، رقمهاي پرداختي به آنان نيز متفاوت است.
موضوع از کجا کليد خورد؟
موضوع اعتراض به رقم هاي پايين دريافتي مربيان از زماني کليد خورد که علي پروين در زمان حضورش در پرسپوليس بارها به اين نکته اعتراض کرد که وقتي بازيکن تيمش ۲۰۰ ميليون مي گيرد ، منطقي نيست که او رقم کمتري از آن را دريافت کند. استدلال پروين نيز اين بود که در چنين شرايطي بازيکن و ستاره تيمش وقتي ببيند رقم دريافتي او بسيار کمتر از اوست، حرفشنوي لازم را از وي در مقام سرمربي تيمش نخواهد داشت.

براي همين نيز علي پروين ۶، ۷ سال پيش رقم قابل توجهي مي گرفت که اصلا با رقم دريافتي ديگر مربيان حاضر در ليگ تطابق نداشت. بعدها که امير قلعه نويي در ليگ برتر صاحب موفقيت هايي شد اين استدلال را به صورت جدي تر مورد توجه قرار داد تا طي دو فصل اخير رقم هاي قابل توجهي را از باشگاه متمول سپاهان دريافت کند. هر چند که قلعه نويي يکي از دلايل جدايي اش از باشگاه اصفهاني را پايبندي باشگاه به سقف قرارداد بازيکنان دانست ، اما حسيني رئيس هيات مديره سپاهان به صراحت اعلام کرد که قلعه نويي به اين دليل در اصفهان نمانده که باشگاه نمي توانسته است بسان دو فصل گذشته به وي پول پرداخت کند.
به هر صورت و در شرايطي که اکثر کارشناسان فوتبال ايران ،افزايش رقم هاي قرارداد مربيان را اصولي و بر اساس منطقي تعريف شده نمي دانند ، عدهاي نيز اين افزايش قراردادها را متاثر از حضور مربيان خارجي و رقم هاي دريافتي آنان مي دانند.
بررسيها نشان ميدهد که در کشور ما بر خلاف تمام نقاط دنيا، اکنون قيمت يک مربي در حد خريد يک بازيکن ممتاز و حتي در مواردي بيش از آن است. رسول کربکندي مربي فصل پيش راهآهن در اين مورد معتقد است: تنها زماني ميتوان بر رقمهاي لجامگسيخته جذب بازيکن يا مربي توسط برخي باشگاههاي متمول مهار زد که رسيدگي و نظارت کاملي بر مصوبه سقف قراردادها صورت گيرد.
از آنجا که در تيمهاي دولتي اين رقم از پول بيتالمال تامين ميشود، پس اين اهميت وجود دارد که با استفاده از تمام ابزارهاي کارآمد از جمله سازمان بازرسي، اقدامي کنترلي صورت گيرد چرا که مربياي که در طول فصل يک ميليارد تومان دريافت ميکند ديگر نميتواند در فصل بعد ، به رقم ۳۵۰ ميليون تومان قناعت کند. به اين ترتيب سيکل معيوب موجودي پرايرادتر به کار خود ادامه ميدهد. کربکندي معتقد است اساسا وضع قانون سقف قراردادها کاري غلط و غيرحرفهاي است و در صورتي که فوتبال ما از انحصار دولت خارج و به طور صحيح و اصولي به بخش خصوصي واگذار شود، به طور خودکار، چنين رويههاي غيرقابل کنترلي از بين خواهد رفت.
اصغر شرفي، سرمربي پيشين برق شيراز، استقلال و ... معتقد است اکنون در عين حال که همه ميدانند ارقامي نجومي و خارج از سقفهاي قانوني در فوتبال ما جابهجا ميشود، کسي نميتواند با سند چنين چيزي را بازگو کند. شرفي معتقد است از آنجا که فوتبال ما داراي ماهيتي دولتي است، اين ورزش براي ادامه حيات خود نيازمند تزريق بودجههاي دولتي است، ولي اين اقدام بايد به صورتي متوازن و عادلانه صورت گيرد تا چنين شکاف عميقي بين تيمهاي بسيار متمول ليگي با ديگر تيمها به وجود نيايد و به اين ترتيب با داغ شدن تب رقابت واقعي، بر کيفيت و قدرت فوتبال ايران افزوده شود.
ابراهيم قاسمپور، سرمربي پيشين صنعت نفت، پاس و... با اعلام اين که برخي مربيان مبالغي بالغ بر ۷۰۰ ميليون تومان در طول يک سال دريافت ميکنند، بحث سقف قرارداد مربيان از سقف قرارداد بازيکنان را کاملا متفاوت و مجزا از يکديگر ميداند و معتقد است براي هر يک از اين دو مقوله، بايد نظام خاص و متفاوتي برقرار شود. قاسمپور با اشاره به اين که رقمهاي زيادي در فوتبال ايران به شکل زير ميزي تبادل ميشود، اين پديده را به هيچ وجه زيبنده و قابل تحمل نميداند.
ناصر ابراهيمي، سرمربي پيشين تيم ملي، يکي از دلايل پرداختهاي بالاي ۸۰۰ تا ۹۰۰ ميليون توماني به برخي مربيان داخلي را ورود برخي مربيان خارجي با ارقامي يکي، دو ميلياردي و بيشتر ميداند و ميگويد: در گذشته چنين رقابت کور و سرسامآوري در بالا بردن ارقام نجومي قراردادها به وجود نيامده بود و مربيان با دريافت حداقل دستمزدهايي، با آرامش به مراتب بهتري به کار و حرفه مورد علاقه خود ميپرداختند به گونهاي که من در طول ۴۴ سال فعاليت مربيگري در مجموع بيش از ۱۸۰ ميليون تومان دريافت نکردهام و حتي در دهه ۱۳۶۰ با حقوق ماهانه ۵ تا ۷ هزار تومان که شايد معادل ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان فعلي ارزش داشت، با رضايت به کار سرمربيگري تيم ملي مشغول بودم؛ حقوقي که با آن نه ميشد خودرويي خريد و نه خانهاي.
فرار از سقف قرارداد
سعيد ناصري، معاون اجرايي کانون مربيان فوتبال ايران هم با اعلام اينکه يکي از مربيان موفق سالهاي اخير ليگي، سال گذشته رقم يک ميليارد و ۱۴۰ ميليون تومان دستمزد و پاداش از باشگاه خود دريافت کرده و ديگر مربي سرشناس ليگي سال قبل از آن به ازاي تنها يک نيمفصل رقم ۶۰۰ ميليون تومان دستمزد و پاداش گرفته بود، گفت: مسلما در ظاهر، قرارداد چنين مربياني شايد بيش از ۳۰۰ ميليون نباشد ولي باشگاهها با اتخاذ حربههاي مختلفي، مادهها و بندهايي براي فرار از سقف قرارداد باز ميکنند؛ مثلا مينويسند براي اين تعداد برد پياپي، باشگاه ملزم به پرداخت اين مقدار پاداش به مربي خواهد بود و...
معاون اجرايي کانون مربيان فوتبال ايران معتقد است در حالي که بسياري از مربيان توانمند و داراي دانش فني مناسب، از کورس حضور در اين عرصه دور افتادهاند تعدادي مربي محدود، بدون رعايت سقفهاي قانوني جولان ميدهند، حال آن که اغلب اين گونه مربيان، کمتر کيفيت و کارهاي شاخصي از خود نشان ميدهند.
اين ارقام از طريق منابع خبري، گفتوگو با کارشناسان و برخي سرمربيان و بررسي وضعيت قراردادهاي آنان به دست آمده است.
بازيکناني که در جريان مسابقات فوتبال اروپا به طور عمد براي بار دوم کارت زرد مي گيرند تا در ديدارهاي بعدي با محروميت مواجه نشوند، از اين پس از دو بازي محروم خواهند شد.
''جياني اينفانتينو'' دبير کل اتحاديه فوتبال اروپا (يوفا) با اعلام اين خبر گفت: معمولا چنين رفتاري با جريمه مجازات مي شود اما از اين پس بازيکنان علاوه بر اينکه به دليل دريافت دو کارت زرد از يک مسابقه محروم مي شوند، با يک جلسه محروميت ديگر هم روبرو خواهند شد.
''آندرس اينيستا'' بازيکن بارسلونا در جريان برد 5 بر 1 اين تيم مقابل شاختار دونتسک در بازي رفت يک چهارم نهايي ليگ قهرمانان باشگاه هاي اروپا در نيوکمپ عمدا'' خطا کرد که کارت زرد دوم خود را بگيرد. بدين ترتيب وي بازي برگشت را از دست داد اما توانست در ديدار نيمه نهايي مقابل رئال مادريد به ميدان برود.
مسوولان داوري يوفا در اين بازي سعي کردند اينيستا را يک جلسه ديگر محروم کنند اما درخواست آنها براي محروميت يا حتي جريمه اين بازيکن رد شد.
يوفا در موارد مشابه ديگري باشگاه ويارئال اسپانيا را 60 هزار يورو و ''نيلمار'' مهاجم و ''سانتياگو کازورلا'' هافبک اين تيم را هر کدام 20 هزار يورو به دليل دريافت عمدي کارت زرد دوم در جريان بازي خارج از خانه يک چهارم نهايي ليگ اروپا مقابل ''توئنته'' جريمه کرد.
اين بازيکنان که از حضور در بازي برگشت محروم شده بودند، توانستند بدون نگراني از دريافت کارت زرد دوم در مسابقه نيمه نهايي با پورتو بازي کنند.
شهريار تصميمش را گرفته است. او از بي مهري هاي اردوي سرخپوشان به نيمکت سپاهان پناه مي برد. يک منبع موثق اين خبر را تاييد مي کند
سايت گل نوشت :
1-مشکلات عماد رضا و امیر قلعه نوعی قابل کتمان نیست. ریشه این مسائل را باید در اتفاقات بازی صبا وسپاهان جست. دیداری که هشتم بهمن 1388در قم برگزار شد ویک ضربه پنالتی دردقایق تلف شده، سپاهان را از شکست نجات داد. بر سر همان پنالتی عماد رضا اصرار داشت که زننده ضربه او باشد وقلعه نوعی به عقیلی دستور داد که پنالتی را بزند.اصرارهای عمادرضا کار را به جایی رساند که در رختکن اتفاقات تلخی رخ داد.او از همانجا چمدان فصل بعدش را بست.
2- امیر از سپاهان رفته اما برخی معتقدند او برمی گردد.خودش اما چنین اعتقادی ندارد.سپاهان با عمادرضا قرارداد دوساله ای منعقد کرد. او به خواست کدام مربی راهی این تیم شد؟قطعا"این مربی قلعه نوعی نیست.
3-این جملات برایتان آشنا نیست:«برويد از محمدرضا ساکت مديرعامل باشگاه سپاهان بپرسيد بعد از اينکه من از تيم ملي جدا شدم به من زنگ نزد و گفت که به تيم سپاهان بيا. من آن زمان به او گفتم ممنون فعلا نميخواهم کار کنم.» و «من عماد رضا ميخواستم، چرا نتوانستند او را بياورند و اين بازيکن سر از شاهين بوشهر درآورد؟عماد رضا پيش من آمد و گفت با من کاري کردند که فرار کنم و به بوشهر بروم. چرا آنها کاري کردند که عماد رضا به تيم رفيقشان برود؟» سخنان دایی پس از بازی با سپاهان وملوان!عماد او را محرم خود می دانست که «پیش» دایی رفته و راز مگوی نرفتنش به پرسپولیس را فاش می کند.
دایی با دستیابی به عنوان قهرمانی بیست و چهارمین جام حذفی کشور، حالا صاحب یک رکورد دیگر در فوتبال کشورمان شده است که شاید به راحتی قابل تکرار نباشد.
دایی در حالی سومین جام قهرمانی در عرصه مربیگری باشگاهی را به دست آورد که در مجموع سه فصل در لیگ برتر مربیگری کرده و با رکورد 100 درصدی کسب جام؛ حالا صاحب یک جام به ازای هر فصل مربیگری در فوتبال کشورمان است.
دایی که پیش از این نیز توانسته بود مقام قهرمانی لیگ برتر را همراه با سایپا تجربه کند، جمعه توانست از عنوان قهرمانی پرسپولیس و خودش در جام حذفی دفاع کند تا به ازای هر یکسال مربیگری، کسب یک جام قهرمانی را نیز در کارنامه اش داشته باشد.
بیست و چهارمین قهرمانی پرسپولیس در بیست و چهارمین جام حذفی!
قهرمانی در جام حذفی این فصل، بیست و چهارمین عنوان رسمی تیم پرسپولیس طی تاریخ این باشگاه بود. نکته جالب این بود که بیست و چهارمین قهرمانی تاریخ پرسپولیس در بیست و چهارمین دوره جام حذفی بدست آمد.
سرخپوشان پرسپوليس طي 43 سالي که در مسابقات رسمي کشور شرکت کرده اند، 24 بار قهرمان شده اند که این عناوین شامل یک قهرمانی در آسیا، 9 قهرماني در ليگ ، 5 قهرماني در جام حذفي، 6 قهرمانی در جام باشگاههای تهران و 3 قهرمانی در جام حذفی تهران است. پرسپولیس با 24 عنوان قهرمانی پرافتخارترین تیم ایران محسوب می شود.
سپاهان و پرسپولیس دیدار سوپر جام فوتبال ایران را برگزار می کنند.
دیدار سوپر جام ایران با نام اسطوره فوتبال،ناصر حجازی مجددا برگزار می شود.این اتفاق در حالی قرار است بیفتد که از سال 1384 که دیدار سوپر جام بین تیم های صباباتری و فولاد خوزستان برگزار شد دیگر خبری از این مسابقه نشده است.
وقتی چند روز قبل بحث برگزاری این دیدار در سازمان لیگ به میان کشیده شده مسئولان فوتبال ایران با پیشنهادی روبرو شدند که سوپر جام را هر ساله با نام و یاد ناصر حجازی برگزار کنند.
طبق اخبار رسیده از سازمان لیگ برتر،سوپر جام دیداری است که می تواند قبل از آغاز فصل جدید لیگ برتر شور و هیجان خاصی را نزد طرفداران فوتبال بیاورد.به همین دلیل فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برتر برنامه خاصی برای برگزاری منظم این دیدار در نظر گرفته اند و با توجه به پیشنهاد مطرح شده برای نامگذاری این مسابقه به یاد اسطوره،دیدار قهرمان لیگ برتر و قهرمان جام حذفی قطعی است.
به نقل از سايت فدراسيون فوتبال، عباس ترابيان سرپرست تيم ملي در اين خصوص اظهار داشت: هنوز بازيکنان شاخصي همچون جواد نکونام بنا بر برنامه هاي باشگاهي شان به تيم ملي ملحق نشده و در آينده نزديک در جمع اردونشينان خواهد بود. برنامه دقيق سفر به اتريش نيز از طريق کارلوس کيروش متعاقبا از طريق سايت فدراسيون اعلام خواهد شد.
اسامي بازيکنان به شرح زير است:
دروازه بانان: مهدي رحمتي – شهاب گردان – عليرضا حقيقي – ميثاق معمارزاده
دفاع: خسرو حيدري – حسين ماهيني – سيدجلال حسيني – هادي عقيلي – محمد نصرتي – پژمان منتظري – احسان حاج صفي – مهرداد پولادي
هافبک: آندرانيک تيموريان – قاسم حدادي فر – مصطفي سيفي – پژمان نوري – محمدرضا خلعتبري – حميدعلي عسگر – هادي نوروزي – علي کريمي – ميثم بائو – آرش افشين – ميلاد زنيدپور – ايمان مبعلي – مازيار زارع
حمله: کريم انصاري فرد – رضا نوروزي – سعيد دقيقي – مهرداد اولادي – محمد قاضي


























